<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مقالات تاریخ</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/</link>
<description>اطلاع رسانی مقالات تاریخ دهکده خاله فر</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 24 Nov 2008 16:37:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مقاله شماره 870213-تخت جمشید</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;     &lt;/SPAN&gt;يكي از تيره‌هاي مهم آريايي كه پس از ورود  به ايران موفق  به تشكيل حكومت  شدند پارسها  بودند. از اواسط دوره مادها از خاندان پارسي به عنوان خانداني &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;           &lt;/SPAN&gt;قدرتمند در منابع ياد شده است. آخرين پادشاه ماد، آسيتاگ، مجبور به جنگ ‌با يكي از سران پارسي‌ها  به نام كوروش شد. از شواهد چنين ‌برمي‌آ‌‌يد كه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; كوروش با آستياگ نسبت خويشي داشته است. در جنگ بين طرفين پادشاه ماد شكست خورده  و كوروش با پيروزي ‌بر آستياگ موفق شد حكومت جديدي را ‌كه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; درتاريخ از آن به نام هخامنشيان ياد مي‌شود، تأسيس كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;لينك دان لود:&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/72963643/8fb279cf/870213.html&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.4shared.com/file/72963643/8fb279cf/870213.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoBodyText style=&quot;MARGIN: 0cm -17pt 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot; align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 16:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 870212-پيشينة تاريخي قوم تات</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;در ميان رشته كوهاي قفقاز در سراسر راه جادة ساحلي خزر به جزيرة آبشوران جائي كه جادة ساحلي باريكتر مي شود گردنة باريكي بين در يا و كوه وجود دارد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; كه در بند ناميده مي شود . در زمان ساسانيان ديواره اي در اين مكان براي جلوگيري از حملات چادر نشينان شمالي كشيده شده بود كه به سد در بند معروف&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شد و در آن قلعة مستحكم سر حدي در بند ( الباب و الابواب ) ايجاد شده بود . در زمان كسري ا نوشيروان اقوام ابخاز و خزر و آلان بر ايران هجوم برده و در ار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; منستان پيشرفت نمودند ، پادشاه ايران سپاه مجهز ي براي مقابله با آنان گسيل داشت و اين تهاجم را مغلوب نمود در اين جنگ ده هزار نفر از آنان اسير سپاه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ايران گرديد كه به امر شاه در آذربايجان و نواحي مجاور آن مسقتر گرديدند . وي همچنين چندين پادشاهي كوچك در قفقاز به وجود آورد . استحكاومات قلعه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دربند تقويت شد و سربازان دلاور و تازه نفس در آن جاي گرفتند .و بدين ترتيب پادشاه سدي در برابر خاقان ترك بوجود آورد . اين احتمال وجود دارد كه تاتها باقي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مانده مهاجر نشيناني باشند كه در ز مان ساسانيان براي مستحكم كردن در بند به داغستان مهاجرت كرده اند . ب نابر قوم بلاذري انوشيروان ناحية دربند –&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شيروان را از اقوام خزر ساكن گرداند اين آخرين ايالت در ساحل چپ ارس ( عملا در ناحية نخجوان با كوههاي احاطه شده ) بدون واسطه در شمال آذر بايجان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; قرار داشت . اقوام خزر مسيحي بودند ، اما از نقطه نظر سياسي و زبان شناسي در پادشاهي ارمنستان جايگاه مخصوصي داشتند . در سال 571 ، آنها از&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; پادشاه ساساني تقاضا كردند تا ايالت آنان را از ارمنستان جدا و به آذر بايجان الحاق كند . بنابر قول در بند نامه ، انوشيروان شهرهاي مجاور در بند را با مردم آذر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بايجان و فارس و شهرهاي جنوب در بند را با مردم عراق و فارس پر كرد . بنابر همين منبع قلاع در بند در بعد از اسلام بازسازي و اعراب موصل و سوريه در آن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ساكن شدند . در ميان مناطق مستحكم شده به خصوص از مناطقي نامبرده شده كه در زمان حاضروطن تاتها است . از متن در بند نامه مي توان اين نتيجه را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بدست آورد كه حضور تاتها در اين مناطق مهاجرت آنها را بعد از قرن هشتم نشان مي دهد . اما متن در بند نامه كه نسخه فارسي آن هرگز بدست نيامده است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; قابل اطمينان نيست . منابع تاريخي ديگري كه در اختيار داريم ، فقط آميختگي نژادي مهاجر نشينان ساكن در بند را آشكار مي سازد . اما گستردگي و پرا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; كندگي جغرافياي تاتها در زنجيرة شر قي قفقاز و نفوذ آنان در دربند اين عقيده را تاييد مي كندكه آنها مهاجرنشينان ايراني هستند كه به منظور تشديد و تقويت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; خط طبيعي دفاعي براي مبارزه با هجوم از طرف  شمال توسط ساسانيان ابقاء شده اند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لينك دانلود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/66731073/c01454b8/_870212.html&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.4shared.com/file/66731073/c01454b8/_870212.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 16:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 870211-تاتها و نکات</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; مثل بسياري از كلمه هاي بيگانه كه در زبان ما معنايي جديد يافته اند؛ تات نيز اگر در اصل و در زبانهاي بيگانه معنايي ديگر دارد، در ايران به معني جماعات و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; زبان و گويش ايراني مشخصي شناخته شده و رايج است. جماعاتي سربلند و نژاده كه پيچ و خم پر خطر و پر مخافت تاريخ را به استواري طي كرده و هرگز در&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; برابر زبان و فرهنگ بيگانگان سر تسليم فرود نياورده اند و از هويت خود حتي تحت عنوان تات، و از زبانشان به مثابه سند هويت ايراني و آينه ميراث گرانسنگ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; فرهنگ ملي خويش پاسداري كرده اند و هنوز هم اگر گه گاهي از گوشه و كنار نغمه هايي شوم بر مي خيزد و عده ايي به صرف اين كه فقط زبانشان ديگر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شده است و از اين رو فكر مي‌كنند خون مهاجمان آلتايي و ( ايغور) اوغوز در رگهايشان جريان دارد، به آن نغمه ها گوش فرا مي دهند. تاتها در اوج سرفرازي دل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; به مهر ايران و ايرانيت خويش بسته و مي‌گويند ما تات هستيم. امروزه آنچه كه مي تواند ما را به شناخت هويت اجتماعي و زباني تاتها در طول سده هاي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گذشته راهنمون شود، اشعار اندك و پراكنده اي ست كه از منابع ايراني بدست آمده است. اين اشعار كه بايد از آن به عنوان تنها آثار مكتوب اختصاصي تاتها ياد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; كرد، از يك سو حوزة پراكندگي تاتها و از سوي ديگر ويژگيهاي زباني آن جماعات را نشان مي دهد و هم با وجود آن اشعار مي توان چشم اندازي از تاريخچه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ادبيات تات، در نظر داشت و از نخستين پديد آورندگان آثار ادبي تاتي سخن گفت. به لحاظ اهميتي كه اين موضوع دارد، جاي آن است كه راجع به آن نيز&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مطالبي گفته آيد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تاتها با وجود برخورداري از گنجينة ادبيات شفاهي بسيار غني، تاريخچة ادبيات مكتوب بسيار جواني دارند و ادبيات منظوم خواص آنها مدت نسبتاً كوتاهي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; است كه به منصفة ظهور رسيده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به عبارتي ادبيات غير فولكوريك تات آنچه كه هست مرحله ي كودكي خود را مي‌گذارند. اين مرحله در آن سوي آستارا چاي و در حوزه ادبيات تات با در نظر گرفتن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اشعار پراكند اي كه دست كم از سدة هفتم هجري – قمري بر جاي مانده است. داراي سابقة طولاني تري است اما تاريخ آغاز جدي آن نيز به دورة پس از وقوع&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; انقلاب 1917 م روسيه مي رسد. اشعار و نمايشنامه هاي م. بخشي اف متولد 1910 و اشعار و داستانهاي د.‌آتني لوف متولد 1913 گواه اين موضوع است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا جايي كه نگارنده اطلاع دارد، به جز قوم كرد كه از اين بابت وضعيت خاصي دارد، ديگر اقوام گوشه و كنار ميهن ما نيز وضعيتي همانند تات دارند. از جمله علل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آن نيز اين است كه از سدة پنجم تا اواسط سدة چهاردهم هجري قمري به مدت حدود يكهزار سال سلاله اي ترك و يا ايرانيان ترك شده اي مانند صفويان، در&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ايران فرمانروايي كرده اند و همه ي اينها چه آن دسته كه دربارشان تكيه گاه فرهنگ و مدنيت ايراني شده و چه آن دسته كه به اين مقوله عنايتي ننموده و به&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نشر زبان خود به طريق مختلف همت گماشته اند، همگي در كوثر ايران و ايرانيت تحليل رفته اند. اما آنچه كه از آنها بر جاي ماند و در جامعة ايراني ريشه دواند و &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سايه گسترد، زبان تركي ست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لينك دانلود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/66730495/84113ba/870211.html&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.4shared.com/file/66730495/84113ba/870211.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 16:22:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 870210-وضعيت كنوني زبان تاتي در تاكستان و برخي از مناطق اطراف</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt; مقدمه :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر قوم و ملت و كشور براي خود زبان , فرهنگ و آداب و رسوم خاصي دارد كه موجب وحدت آنها و مشخصه آنان گرديده ، پي بردن به ريشه تاريخي زبانها و سير&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تحولي آنها از جمله پژوهش هاي دشوار ولي لذت بخش مي باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تاتي به قول اكثر زبانشناسان و مستشرقين از زبانهاي باستاني ايران زمين بوده و در بين زبانشناسان از اهميت ويژه اي برخوردر است حفظ و صيانت از اين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ميراث ملي نه به عهده تاتها بلكه بر عهده تمام ملت فرهنگي و فرهنگ دوست ايران است . شناساندن اين زبان موجب كشف برخي از حقايق تاريخي و &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرهنگي ايران در گذشته و حال مي گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وضعيت كنوني زبان تاتي موجب برگزاري همايشي با عنوان همايش تات شناسي گرديده تا اين زبان را كه در آستانه سقوط و اضمحلال است نجات بخشد يا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; حداقل آنرا به قشر متفكر و عامه بشناساند .&lt;/P&gt;
&lt;H4 dir=rtl&gt;وضعيت كنوني زبان تاتي در تاكستان &lt;/H4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دربارة قدمت زبان تاتي ، پراكندگي گويشوران و ديگر موارد آن مطالبي كم و بيش نگاشته شده ، آنچه كه مهم است اين است كه در اين زبان ، كه ما اكنون به &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خاطر آن كنار هم جمع شده ايم در چه وضعيتي است و چه روندي را در پيش گرفته و آينده آن چه خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حال حاضر شهر ستان بزرگترين منطقه ايران از نظر تعداد گويشوران زبان تاتي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سطح شهر بيش از 60 هزار نفر به تاتي سخن مي رانند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد از انقلاب اسلامي ايران , تاكستان رشد و توسعة زيادي داشته و از بافت سنتي قديم به بافت شهري جديد مبدل گشته .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;احداث كارخانجات فراوان , تأسيس دانشگاههاي آزاد و پيام نور و توسعة سطح آموزشي شهر موجب مهاجرت اقوام مختلف با زبانهاي متفاوت به محدودة شهر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گرديده كه حدوداً 10 درصد از جمعيت كنوني شهر از مهاجريني هستند كه بخاطر موارد مختلف (كه يكي از مهمتريت آنها اشتغال مي باشد) به تاكستان آمده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اند كه اكثرا ترك زبان بوده و در محاورات خود تركي تكلم مي كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچنين وجود 6 هزار دانشجو در شهر موجب مهاجرت افراد مختلف ديگري گرديده .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وجود باغات وسيع انگور واشتغال زايي اين باغات هر ساله تعداد بيشماري از كارگران فصلي اعم از ترك,كرد و فارس را به سطح شهر مي كشاند كه بعضا برخي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آنها در شهر ساكن مي شوند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لينك دان لود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/66730498/76f06f07/870210.html&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.4shared.com/file/66730498/76f06f07/870210.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 16:17:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 87029-بررسي تاريخي معني و كاربرد واژه ‹تات›  </title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;واژه ها مانند تمام پديده هاي طبيعي متولد مي شوند رشد مي كنند و مي ميرند. گاهي نيز از زباني به زبان ديگر وارد مي شوند و در فراز و فرود جامعه مفاهيم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و مصداق هاي گوناگوني را به خود مي گيرند. در چنين مواردي، وقتي معني و مفهوم واژه اي را بيان مي‌كنيم لازم است زمان آن را نيز مشخص كنيم. واژه تات&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نيز از جمله واژگاني است كه جريان متنوعي را در مسير تاريخ طي نموده است و از نظر معني و كاربرد تغييرات زيادي به خود ديده است بنابراين، امروزه وقتي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مي گوييم ((تات)) به معني ايراني است آيا اين بدان معني خواهد بود كساني كه تات نيستند غير ايراني هستند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;براي توضيح اين پرسش لازم است به بررسي تاريخي معني و كاربرد واژه تات بپردازيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتي صحبت از تات مي شود، براي اجتناب از اشتباه لازم است گفته شود، كدام تات؟ زيرا واژه تات داراي دو منشاء زباني است، يكي پسونديست كه ريشه در&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; زبان فارسي دارد، چنانكه در جزء دوم خرداد وامرداد در اوستا تات ( tat ) آمده است، البته اوستا خرداد وامرداد را به صورت هئوروتات ( Haurvatat ) و امرتات&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (Ameretat ) بيان كرده است. تات بدين صورت كاربرد مستقل ندارد و تنها پسونديست كه به بعضي واژه‌هاي مي پيوندد و بيانگر اسم مجرد و مونث بودن آن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; است چنانكه در واژه هاي مانند ارشتات( arshtat ) يعني راستي و درستي، و دروتات (drvatat ) يعني درستي و اوپرتات( upartat ) يعني برتري و رسس تات&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (Rasastat ) يعني عدل و داد مي باشد. و اگر چه پورداود مي گويد اين واژه با دات Data فرس هخامنشي و اوستا كه به معني قانون است و در فارسي ((داد))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گرديده است و به معني عدالت مي باشد ربطي ندارد و يا با واژه Data  ديگر كه اسم مفعول آن Da مي باشد و در فرس هخامنشي و اوستا به معني دادن و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آفريدن است نيز ربطي ندارد ، ولي ميرزا مهدي استرآبادي در مورد ((تات)) مي گويند محرف ((داد)) به معني عدل مي باشد و داد گفتن كنايه از فرياديست كه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مظلوم در مقام دادخواهي و تظلم كند و آن را ((داد)) هم گويند  و شايد بخاطر همنشيني آن با خرداد و امرداد است كه در برهان قاطع ((داد)) به معني عمر و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; سن و سال آدمي آمده است. تات با منشاء زباني ديگر كلمه اي است تركي كه به عناصر خارجي اطلاق مي‌شده است كه در فرهنگ لغات تركي استانبولي و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; فرهنگ تركي آذربايجاني در مورد ((تات)) آورده اند، جمعيت غير ترك زبان مقيم آذربايجان و مناطق ترك نشين  و يا به بعضي از مردم غير ترك مانند كردهاي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بعضي نقاط آذربايجان كه تحت حكومت فرمانروايان قديم ترك مي زيسته اند. در مقام تحقير تات گفته مي شد.و مينورسكي از قاموس عثماني مي گويد به&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; معني سفيل و سرگردان و مترادف تاجيك آمده است و گفته شده كه تات از يك لغت تركي گرفته شده است. اما آنچه درباره تات آورده اند بيانگر استفاده كلي و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مبهم واژه تات است كه شديداً تحت تأثير مسايل تاريخي به خصوص اقتدار و تسلط تركها در ايران بوده است، اين واژه اولين بار در كتيبه ((اروخون))آمده است ،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و وامبري اولين كسي بود كه در اين كتيبه متوجه ((تات)) شد تامسون تات موجود در كتيبه را معادل ((خارجي ها در كشور)) دانست ولي او نتوانست به اصل و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ريشه كلمه پي ببرد پس از او ((كرچ)) نظر داد جزء ((تات)) در كتيبه اروخون مصغر شده ((طانقوت)) به معني خارجي است برخي ديگر بر اين باورند كه ((تات))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; جزء كلمه: تانقات، تاقات يا تائوت مي باشد كه به رودخانه اريتش  اطلاق مي شد. علاوه بر اين در نزد قبايل ((يغمي)) و ((تخسي)) اين كلمه به اويغورها اطلاق&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مي شد. و در هر دو حالت كلمه تات به معني استهزاء و تحقير استفاده شده است. اما پس از فتوحات تركان در ايران، اين كلمه به ايرانيان مغلوب نسبت داده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شد و شادروان عبدالعلي كارنگ از ((ديوان لغات ترك)) محمود كاشغري كه تاليف آن به سال 466 هجري پايان يافته، آورده است، برك يعني القلنسوه و في&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; المثل: &lt;/P&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;تات  سيز ترك بلماس                     باش سيز برك بلماس&lt;/H3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  يعني ترك بدون ايراني و كلاه بدون سر نمي شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مولانا جلال الدين رومي نيز در اشعار تركي خود ((تات)) را براي ايرانيان و همزبانان آنها بكار برده است چنانكه مي گويد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اگر تات ساك و گرروم ساك وگر ترك            زبان بي زبانان را بياموز &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ژان دوپلان كاربن، نخستين سفير واتيكان در دربار مغول، از كشورها و اقوامي كه مغول برآن چيره شده نام ايران و تات را آورده است و به نظر مي رسد منظور از&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تات همان مسلمان قفقاز باشند. پيتر دلاواله كه در عصر صفوي از ايران ديدن كرده و از سال 1617 م. تا سال 1623م . به مدت شش سال در ايران بسر برده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; است واژه تات را به معني گريزان از جنگ و رعيت دانسته و آن را در مقابل قزلباشان در مورد ايرانيان اصيل و قديمي بكار برده است وي مي گويد:  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;((مردمان عجمي مسلمانان فعلي اولادان ايرانيان باستان هستند كه دين خود را پس از تسلط اعراب تغيير داده اند و به اين افراد تات هم مي گويند كه به معني&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گريزان از جنگ و رعيت مي باشد.)) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لينك دان لود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/66729865/c6ab902b/87029.html&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.4shared.com/file/66729865/c6ab902b/87029.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 16:10:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 87028-پراكندگي گويشوران تات در شمال ايران</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;“شهرستان رودبار- دهستانهاي الموت و طالقان”&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  درباره ميراث بازمانده از زبان تاتي با اندك تسامح در تقسيم بندي محيط زيست و محدوده هاي جغرافيايي شمال ايران در اين باره به يك نتيجه گيري ديگري خواهيم رسيد كه بيشتر تابع عوامل تاريخي و تحولات عمومي زمان، مي باشد و هر اندازه تأثير عوامل بيشتر باشد تغييرات آن را سريع تر مي يابيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر نقشه شمال ايران را در برابر خود قرار دهيد و خطي از آخرين نقطه ارتفاعات طالقان به طرف سياهكل و رستم آباد و دقيقاً “ از ناحيه اسكولك رستم آباد شمالي كشيده و آنرا تقريباً ” بطور قائم به طرف تاكستان امتداد دهيد و دو نقطه اين دو خط را از طالقان بطرف تاكستان متصل نمائيد به مثلثي دست خواهيم يافت كه در آن گويشوران تات در ميان گروههاي زباني ديگر جاي مي گيرند و اين پراكندگي را در شهرستان رودبار هنوز هم با همه تغييراتي كه در نيم قرن اخير داشته است بيشتر مي بينيم و به عبارت ديگر شهرستان رودبار را مي توان نمونه جالبي از پراكندگي گويشوران تات در استان گيلان شناخت كه در آن گيلها در كنار تركها و تالشها و تاتها زندگي مي كنند و در ميان سالخوردگان تات زبان به اين نكته نيز دست خواهيم يافت كه هنوز هيچ يك از گويشهاي مردم پيرامون حتي فارسي نيز نتوانسته است جانشين زبان تاتي در ميان آنان گردد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لینک دان لود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/66729871/d8dd6573/87028.html&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.4shared.com/file/66729871/d8dd6573/87028.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 16:03:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 87027-عروسی تاتهای تاکستان</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;     چون امر شده است كه بنده در مورد مراسم عروسي تاتهاي تاكستان مطالبي را توضيح دهم قبل از هر چيز عرض مي نمايم ، سوم كه شرح داده مي شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مربوط به 60 سال پيش است اين مطالب ازمنبع يا كتابي استفاده نشده بلكه خود شاهد آن بوده و آنچه را كه عينا ديده ام شرح مي دهم عروسيها يا نامزديها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اكثرا در فصل پاييز انجام مي شد چون در آمد مردم تاكستان از راه فروش محصولات باغ انگور بود بنابراين در فصل پاييز كه انگور و كشمش ها جمع آوري و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بفروش مي رسد وضع مالي مردم خوب مي شد و زيارت روندگان به زيارت مي رفتند و عروسي ها نيز در اين فصل انجام مي شد بنابراين اگر پسر و دختري را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; براي هم نامزد مي كردند عروسي آنها تا پاييز سال آينده طول مي كشيد و دراين فاصله يكسال مراسمي انجام مي شد كه به طورخلاصه از آنها نام مي بريم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; .             1- خواستگاري 2- َقتِف، يعني تعيين مهريه و غيره 3- خريد 4- مهماني 5-  اَرمازبري  يعني لباس بردن براي عروس 6- طلا بري 7- فل بري ، يعني پول&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بردن 8- برنج بِري    9- پلابري يعني چلو بردن در شب عيد 10- مراسم عيد 11- جار 12- نوبرانه 13- مراسم عروسي ، كه تعريف هر كدام از اين رسوم بسيار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; طولاني خواهد شد لذا براي خلاصه كردن ، بنده فقط مراسم عروسي را شرح مي دهم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عروسي يك تات تاكستاني هفت شبانه روز طول مي كشيد بدين ترتيب 1- نان پختن 2- مهماني فاميل 3- تسبيح انداختن 4- چَرواَ سَر آربيني يعني سر بريدن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گوسفندان 5- اَرماز بري يعني لباس بردن 6- حمام رفتن داماد 7- حنابندان 8- فِل باشيندن يعني پول انداختن9- زُما قاباَتن يَرَدن ، يعني قباي دامادي پوشاندن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 10- جهازيه آوردن 11- كمر بستن 12- عروس آوردن كه مشروح هر يك ذيلا به استحضار مي رسد 1- نوَنه بندي ، يعني پختن نان تقريبا بيست روز قبل از&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; عروسي ابتدا بايستي آرد مورد مصرف تهيه شود لذا جوانان فاميل يا دوستان داماد مي آمدند و جوال هاي پر از گندم را به الاغها و قاطر ها بار كرده براي آرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; كردن ؛آسياب مي بر دند آسيبهاي آن زمان به وسيله فشار آب كار مي كردند گندمها را آرد كرده و به خانه مي آوردند وقتي كه آرد حاضر مي شد مادر داماد زنان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; سفيد گيس فاميل را دعوت مي كردند تا اجازه دهند نان پختن براي عروسي شروع شود گيس سفيد هاي فاميل جمع مي شدند دو زن جوان كه آنها را ( زَرين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; كيسه ) مي گفتند با پوشيدن لباسهاي نو ، آراسته به زر و زيور به دستور گيس سفيدان براي دعوت زنان مي رفتند به هر خانه كه ميرسيدند مي گفتند دست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; به پسر شما باشد اجازه بدهيد براي عروسي داماد نان پختن را شروع كنيم زن صاحبخانه با گفتن خدا مبارك كند ، يك جفت جوراب يا قدري ميوه يا چيز ديگري&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; به دعوت كنندگان انعام مي داد و زنان زَرين كيسه كه همراه خود كيسه سرخ رنگي داشتند هدايا را در آن كيسه گذاشته و مي ر فتند از فرداي آنروز نان پختن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شروع مي شد معمولا حدود چهار خر وار آرد را نان مي پختند و اين عمل چند ر وزي طول مي كشيد و هر روز از زنان دعوت شده براي گفتن مبارك باد به خانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; داماد مي آمدند و هر كس به قدر توان خود هديه اي مي آورد مانند كله قند ، ميوه يا شيريني كه در مجمعه مسي گذاشته و با پارچه سرخ روي مجمع را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; پوشانده به سر گذاشته و به خانه داماد مي آمد وقتي كه براي ديدن نان پختن نانوايي مي رفت نانوا به عنوان انعام ناني به او ميداد و او در عوض مبلغي پول به&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نانوا ميداد بدين ترتيب حدود 10 روز طول مي كشيد تا نان پختن تمام شود و در اين مدت در خانه داماد مرتب بزن و بكوب و رقص و آواز برقرار بود و هر روز چندين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نفر در خانه داماد ميهمان بودند تا اينكه پختن نان تمام مي شد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لینک دان لود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/66729876/46b9f0d0/87027.html&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.4shared.com/file/66729876/46b9f0d0/87027.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 16:01:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 87026-هنر ايرانيان در شناخت و كاربرد سنگ</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;از زماني كه بشر نخستين ابزارها را با سنگ ساخت و آتش را از سايش دو سنگ بدست آورد و نخستين خانه هاي خود را در دل غارها ساخت تا عصر حاضر، اين ماده ظاهرا&quot; بي جان در زندگي ما نقش اساسي داشته است . همچنان كه امروزه هم سنگهاي تزئيني و نما زينت بخش بنا هاي مدرن و كاخها هستندو سنگهاي گرانبها كه جواهر ناميده مي شوند با جلوه هاي جادويي خود در هاله اي از اوهام و افسانه قرار دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با اينكه ايرانيان از هنر كاربرد سنگ در ساخت كاخها ، ستونها ، پله ها ، سنگ نوشته ها و سنگ نگاره ها به خوبي آگاهي داشتند ولي تمدن هايي مثل مصر باستان ، آشوريان و بابليان هم اشيا سنگي ارزشمندي از خود به يادگار گذاشته اند . به عنوان مثال در كنار مجسمه هاي عظيم از خدايان و پادشاهان آشوري مي توان مجسمه هاي بسيار كوچكي از صورت انسان ، گاو ، ميمون و يا ديگر اشكال را به ابعاد حدود 3-2 سانتيمتر تا 0.5 سانتيمتر را مشاهده نمود . ( نمونه هايي از اين مجسمه ها در موزه ايران باستان قابل مشاهده است . )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   با ذکر منابع و ماخذ کامل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لینک دان لود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.esnips.com/doc/e545c9a0-0759-45d8-bae2-7c5dd763cb29/87026&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.esnips.com/doc/e545c9a0-0759-45d8-bae2-7c5dd763cb29/87026&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 15:55:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 87025-تاتي و تالشي، بازمانده زبان ماد</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;       تاتها و تالشان دو قوم ايراني هستند. تالشان در كناره هاي غربي درياي مازندران و تاتها عمدتاً در استان اردبيل، آذربايجان شرقي و استان قزوين زندگي مي كنند. زباني كه تاتها بدان سخن مي گويند در زمانهاي گذشته گسترش بيشتري داشته و به استناد شواهد عيني و پژوهشهايي كه انجام گرفته است، زماني همهٌ اهالي آذربايجان و قزوين و زنجان و طارم را فرا مي گرفت. بعدها با اشاعه زبان تركي، تاتي كم كم از ميان رفت و تنها ساكنان چند آبادي در سراسر ديار پيشين، اين زبان را نگهداري و تا به امروز رسانده اند.1 از شمار تاتهاي كنوني آمار درستي در دست نيست، ولي جاهاي سكونتشان درايران چند آبادي در بخش شاهرود خلخال، چند آبادي در رودبار گيلان، شال (چال) و اسفرورين تاكستان و بوئين زهرا در قزوين، 2 هرزند و گرينكان و گلين قيه در مرند، زنوز و حسنو در قره داغ3 و بخشي از ساكنان شبه جزيره آبشوران، سوراخاني، بالاخاني، باكو، نواحي شماخي، قوبا، قوناخ كند، ديوچي، خيزي و ديگر بخشهاي جمهوري آذربايجان. همچنين ناحيهٌ دربند و برخي ديگر از نواحي داغستان و كاتياكو و طبرسران4 در روسيه نيز تات نشين است، 5 بنا به آمار مندرج در فقه اللغه ايراني عده تاتهاي كشور شوروي (احتمالاً به استناد نتايج سرشماري سال 1926) قريب يازده هزار نفر بود؛ ولي اين رقم در ايران به مراتب بيشتر است، زيرا تنها در آبادي هاي اسبو، اسكستان، درو، كلور، شال، دز، لرد، كرن، گيلوان و گلوزان در شاهرود خلخال بيش از پنجاه هزار تن به زبان تاتي سخن مي گويند. 6 به سبب اينكه پژوهشگران ايراني تاكنون وقت كمي را صرف تحقيق در زبان و فرهنگ تاتها نموده اند، از بابت آثار مرجع دست وبال ما چندان باز نيست. كتابهاي آذري يا زبان باستان آذربايجان تاليف احمد كسروي، گويش آذري تاليف رضا ملك زاده، تاتي هرزني، خلخالي يك لهجه آذري تاليف عبدالعلي كارنگ، زبان ديرين آذربايجان تاليف منوچهر مرتضوي، دستور زبان تاتي جنوبي و مقالات مختلف دكتر احسان يارشاطر، گويش گلين قيه تاليف يحيي ذكأ، اهم آثاري هستند كه براي آشنايي با تاتي مي توان به آنها مراجعه نمود.&lt;BR&gt;در شوروي سابق تحقيقات قابل توجهي دربارهٌ زبان و فرهنگ تاتي انجام گرفته است، چنان كه تاتي زبانهاي آن كشور براي خود خط و كتابت ويژه اي داشتند و در ظرف چهل ـ پنجاه سال اخير كتب و تاليفات بالنسبه فراواني به زبان تاتي منتشر شده است؛ من باب مثال مي توان اشعار ونمايشنامه هاي م ـ بخشي اف متولد 1910، اشعار و داستانهاي د. آنتي لوف متولد 1913، و افسانه هاي خ. داداش اف را نام برد. درسال 1940 مجموعه اي از فرهنگ عامه تاتي چاپ و منتشر شده است.&lt;BR&gt;از پيشينه تاريخي و سير تكويني تاتي      ....    با ذکر منابع و ماخذ کامل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لینک دان لود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.esnips.com/doc/995424fb-b029-415a-a644-0e111c985ba1/87025&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.esnips.com/doc/995424fb-b029-415a-a644-0e111c985ba1/87025&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 15:49:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاله شماره 87024-افشاريه</title>
<link>http://kh02.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نادر قلی فرزند امام قلی از قبیله قرخلو بود که شاخه‌ای از ایل افشار به شمار می‌رفت. طایفه مزبور، از آغاز سلسه صفوی برای جلوگیری از هجوم ازبکان و ترکمنان به منطقه شمال خراسان کوچ داده شد و در منطقه ابیورد و دره گز استقرار یافت. مورخ رسمی دربار نادری، میرزامهدی خان ،تاریخ تولد نادر را روز شنبه بیست و هشت محرم سال هزار صد هجری قمری ذکر کرده و با توصیف مختصری از حیات عشایری، اصل و نسب آخرین فاتح بزرگ آسیایی را در پرده نگاه داشته‌است. آنچه مسلم است نادر تا طغیان افاغنه غلزایی قندهار و برافتادن حکومت دویست و پنجاه ساله صفویان، در گمنامی به سر می‌برده و زندگانی بی پیرایه چوپانی او، تنها با هنر نماییها و قهرمانیهای ساده‌ای همراه بوده‌است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سقوط اصفهان در سال ۱۱۳۵ ه.ق. بهانه خوبی به دست سرکشان داخلی و مدعیان خارجی ایران داد تا هر یک از گوشه‌ای سر برآوردند و کشور را به هرج و مرج طولانی مبتلا کنند. نادر نیز در راس گروهی که برای حمایت از حیات و هستی اهل ابیورد فراهم ساخته بود ابتدا در خدمت خان همین منطقه قرار گرفت و پس از ازدواج پیاپی با دو دختر او، وارث حکومت محلی کوچک وی شد. آن گاه در سال ۱۱۳۹ ه.ق که شاهزاده سرگردان صفوی (تهماسب میرزا) در جستجوی یاران و همراهان فداکاری بود به او پیوست و عزم نجات ایران کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لینک دان لود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.esnips.com/doc/5cf97427-c07c-4019-a06b-4746b822a030/87024&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.esnips.com/doc/5cf97427-c07c-4019-a06b-4746b822a030/87024&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منبع:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.parstools.com/go/?id=15095&amp;url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 15:45:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kh02&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>kh02</dc:creator>
<guid>http://kh02.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
